پارو بزن پارو بزن قایقت را به آرامی در مسیر رودخانه
شاد و بی خیال
که زندگی رویایی بیش نیست.
پارو بزن پارو بزن قایقت را از میان فاضلاب های سمی
شاد و بی خیال با لبخند.
پارو بزن پارو بزن قایقت را به آرامی در مسیر رودخانه
و به مواد شیمیایی که آب را به رنگ سبز در می آورند نگاه کن.
پارو بزن قایقت را از میان روغن های ریخته شاد و بی خیال
[به راستی] خوش نمی گذرد ؟
پارو بزن پارو بزن قایقت رابه آرامی در مسیر لجن زار
و به ماهی های کوچک که می میرند و روی آب شناور می شوند نگاه کن.
پارو می زنیم. پارو پارو پارو
شاد و بی خیال از میان روغن های ریخته لاستیک های کهنه مفتول های زنگ زده
قوطی های آبجو ظرف های کیک فنجان های پلاستیکی و ورقه های آلمینیومی
ما فقط پارو می زنیم پارو می زنیم قایقمان را به آرامی از میان پلیدی ها
و هیچ کس هیچ کس هیچ کس هیچ کس
حتی ذره ای به این موضوع اهمیت نمی دهد
پارو بزن پارو بزن قایقت رابه آرامی در مسیر رودخانه
شاد و بی خیال
که زندگی رویایی بیش نیست
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 10:35 توسط نگار
|











